حرفهایی برای نگفتن
هر کس توتمی دارد توتم من قلم من است
خانـ ه ♥ لینـ ک ♥ ایمیـ لـ ♥ پروفایـ لـ ♥ طـراح
سلام دوستان عزیز
من دیگه وبلاگمو اپ نمیکنم
این تصمیمیه که یکی ازکاربرای رومم به من کرد منم به احترام خودش که برام خیلی عزیزه
دیگه این وبلاگو اپ نمیکنم تا خودش به من اجازه بده
فقط ی چیز مونده بگم
من این وبلاگو برا کسی ساخته بودم که همه دنیای من بود
و تا الان دوسش دارم و تا اخر عمرم دوسش خواهم داشت
من میدونم که خودش میاد این وبلاگو میبینه و نظر نمیده ولی اشکال نداره
همین که وبلاگمو میبینه برام ارام بخشه
دیوونه من دیوونتم اینو خودتم میدونی!!!!!
نه ... نه
گریه نمیکنــــم یک چیـــزی رفته توی چشمم!
به گمـــانم...
یک خاطـــــــــــره است...
بآرآטּ
همیشـﮧ مـﮯبآرد
امــآ مردم
ستآره رآ بیشتر دوست دآرند!
نـآمردﮮست
آטּهمـﮧ اشڪ را
بـﮧ یڪ چشمڪ فروختـטּ
آدما وقتی نمیتونن دلیل ناراحتی شون رو بگن دلشون بیشتر می گیره …
سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم
کــ ــه دیــدم مترسکـــــ
بـه کــلاغ میــ ــگویــد:
هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن
فقـــط تنهــام نــذار!!
بیچاره گل فروش!
تنها کسی است که،
وقتی با گل وارد خانه می شود
همه غمگین میشوند....
دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم !
هر روز از تعدادشان کــــم میشود!
آخرین باری که شمردمشان
تنها یک دلیل برایم مانده بود..!
آنهـــــــم دیدن تو بود !!
دلــــــــم گرفته...♥....♥..
پنجره ها کلافه اند از
سنگینی ِ نگاه منتظرم...
اگر نمی آیی
اینقدر پنجره ها را زجــــر ندهم
چشم هایم به جهنم...!!!

کسی را می شناسم در این حوالی..
چشم هایش، سلاح سردی است..
که آزادانه حملشان می کند.....!!
بهـ ڪـبــریتــــ نیـآزﮮ نیستـــ !
ـــــیـگآر رآ بَــر لبَــم مــﮯ گُـــבֿآرمـ ... وَ بـﮧ בرבهآیـَـمـ فـڪـر مـﮯ کُـنَـمـ ،
פֿـوבش آتـَـش مـﮯ گیــــرב ...
یکی بود که اونم رفت …
کاش از اول
غیر از خدا هیچکس نبود !
سرد است اما سرما نمی خورم ...
تو نگران نباش !
کلاهی که سرم گذاشتی
تا گردنم را پوشانده است !!
هرکاری دلمون می خواد می کنیم،
غافل از چشمای نگران خدا که به ما نگاه می کنه!!!
بے تـــــو
چشـــــم دیدن
چیــزهایے را که
با تـــــــو
دیده ام را نــــدارم
خوشا آنان که درگهواره مردند...
که بویی ازغم دنیانبردند...
بابایی مواظب خوبیات باش عزیزم من این روزوه که نمیتونم بیام روم هر کسی اذیتت کردبه بنیامین بگو تا من بیام عزیزم دلم برات تنگ میشود ولی زود میام
دوست دارم بابایی
سلااااااااااااااااام دوستان عزیز امیدوارم تو این مدت از وبلاگ خوشتون اومده این وبلاگ هر روز اپ میشه ولی دوروزی هست که باید برم امیدیه بازی استانی دارم نمیتونم مطلب بزارم خودتون مطالب رو تو نظرات بزارید من میزارم تو وبلاگ اگه اومدم
میگن پشت سرمسافر آب بریزی برمیگرده،با خودم میگم اشک که از آب زلال تره پس چرا
مسافر من برنمیگرده؟؟؟؟؟؟؟
خدایا !!!!!!!!!!
خـــــــــدايآ حواســـــت هســــــــت؟؟؟؟؟؟؟
صداي هـــق هق گريه هام . . . از هـــــمون گلويي مياد که تو از رگـــــش به من نـــــزديک تري
میدانم ؛
دیگر برای من نیستی !
اما ….
دلی که با تو باشد این حرفها را نمیفهمد..
باران که میبارد ....
یادت می افتم و فقط به این فاصله ها فکر میکنم...
باران که میارد من با تو خیس میشوم ....
انگار قطره های باران با لغزش خود روی صورتت را بوسه باران میکنند ....
کاش
من هم باران بودم
فقط لب هایم
نقشی به نام لبخند را بازی میکنند

از دور دوستتــــــــ داشتم !
بی هیچ عطـــری
آغــــوشی
نگاهــــــــــی
یا حتی بوســـــــــــه ای
تنـــها دوستتـــــــــ داشتمــــــ …
اما حالا اگه دور شــــی …
چه کـــــنم با اینهمــــه وابستــــــــــــــگی
نامه ای از من اگر سویت نمی آید ، مرنج !
هرچه را من می نویسم اشک پاکش می کند
برات گردنبندی از گریه خریدم !
یادت باشه اگه فراموشم کنی ، گریه هام گردن توست !
خداجــــــــــــــــــــــــــــــونم.......بزار این روزاتموم شه
اونوقتـــــــــــــــــــــــــه که میام میزنــــــــــــــــــــــــم سر شونت ومیـــــــــــــــــــــگم,,,جنبه رو حــــــــــــــــــــال کردی!!!!
اینجـا زَمـیـטּ اَست
رَسم آدمـہـایَش عـجیبـ اَست
اینجـا گـُم کـہ بشـَوے
بـہ جـاے اینکہ دُنبالَــت بگـَردند
فَراموشَت مـے ڪننـد
عاشِق کہ بشـَوے
بـہ جـاے اینکـہ دَرڪَت کـنند ، مُتهمَت مـے ڪنند
فَرهنگـ لُغتـ اینجـا چیزے اَز
عِشق وَ اِحساس وَ غـرور سَرش نمـے شَود
زیاد کہ خوبـ باشے ، زیادے مےشَوے
زیاد کہ دَم دَستـ باشے ، تڪرارے مے شَوے
زیاد کہ بخَندے ، بَـرچَسبـ دیـ ـوانگـے مـے خورے
وَ زیاد کہ اَشکـ بریزے … عاشقـــــ ــ ــــے !
ایـטּ جا باید
فــَقـط
بَراے دیگران نَفس بکـشے…
آرام میگیــــــرد دلـــــم ،
حتــــــــی بـــــــه همیــــــــن،
صبــــــر کــــن ،درستــــــ می شـــــود هـــــای خیالـــــی
تنهــــــا یکـــــــــ خــداحافظـــــی بی دلیــــــــل ،تـــــو
قلبـــــــ تمــــام ســـلام هایـــــم را شکستــــــــ

خدایا...
الان با کیه؟
داره چیکار می کنه؟
لبش خندونه؟ خندون نیست؟
فکرش کجاست؟
دلش برای من تنگ نشده؟
خدایا!
همین الان یه کاری کن دلش واسه من تنگ شه...
فقط کافیه تو بخوای!

یک روز در هجوم این همه تنهایى، آرام خواهم گرفت....
به سلامتی خودم میخورم...
که تنهام و تنها رفیقم تنهاییمه...
تنها کسی که تنهام نمیذاره همین تنهاییه...
طراح : صـ♥ـدفــ |
خدایایادت هست؟ دستاشوگرفتم اوردم پیشت گفتم اینومیخام گفتی این خیلی کمه بهترازاینوبرات کنارگذاشتم پاهاموکوبیدم به زمین وگفتم من همینو میخام !!!گفتی اخه قول اینو به یکی دیگه دادم